بررسی Civilization 7: "یک بازی استراتژیک انقلابی که جایگاه افسانهای این مجموعه را تثبیت میکند"
Civilization 7 بازی استراتژیک انقلابی است که هم برای تازهواردان و هم برای طرفداران قدیمی جذاب است. اگرچه برخی تغییرات در دیپلماسی و عصرها کمی ضعیف عمل میکنند، اما مجموعهای از نوآوریهای کوچک - همراه با بزرگترین ریسک Firaxis در مقابله با خستگی کمپینهای طولانی - به طرز شگفتانگیزی جواب داده است.
**نقاط مثبت:**
* عصرها باعث میشوند مراحل پایانی کمپینها کمتر خستهکننده باشند
* جدا کردن رهبران از تمدنها باعث میشود هر فراکسیون معنادارتر باشد
* این بهترین ظاهری است که تاکنون Civ به خود دیده است
**نقاط منفی:**
* گذار بین عصرها کمی سنگین و غیرطبیعی به نظر میرسد
* دیپلماسی فاقد برخی ویژگیهای کلیدی است
* مسیرهای میراث میتوانند یکبعدی باشند
وقتی همه چیز درست کار میکند، Civilization 7 هیجانانگیز است. فراتر از ریسکهای بزرگ، تجربه اصلی Civilization سالهای نوری از هر آنچه تاکنون در این مجموعه دیدهایم جلوتر است. حرکت از یک نوبت به نوبت بعدی تقریباً آنی است و علاوه بر ظاهر زیبای بازی با پالت رنگی گرمتر، بازی سرزندهتر از همیشه به نظر میرسد. فورانهای آتشفشانی خانههای اطراف را تغییر میدهند، رودخانهها طغیان میکنند و طوفانهای قدرتمند میتوانند خرابی به بار آورند.
سیستم نبرد نیز بسیار روان است. فرماندهان ارتش به شما اجازه میدهند واحدها را روی هم بچینید و آنها را به صورت هماهنگ جابجا کنید. همچنین میتوانید حملات همزمان را فرماندهی کنید - برای مثال، شلیک همزمان تمام کمانداران در محدوده به هر واحد درگیر قدرت رزمی بیشتری میدهد.
با وجود برخی مشکلات در سیستم دیپلماسی و گذار بین عصرها، Civilization 7 گامی بزرگ رو به جلو برای این مجموعه استراتژیک افسانهای است که وضوح Civilization 5 را با عمق Civilization 6 ترکیب میکند. این بازی در حال حاضر بهترین نقطه ورود به مجموعه به نظر میرسد و با توجه به عادت Firaxis در ارائه پالایش واقعی در بستههای الحاقی، به نظر میرسد این بازی به یک غول استراتژی بزرگ تبدیل خواهد شد.
وقتی برای اولین بار با خشایارشا بازی میکردم، درگیر جنگی سه جانبه با همسایگان قارهای خود، ماکیاولی و هیمیکو شدم که توجه دو قدرت خارجی، بنجامین فرانکلین و آشوکا را به خود جلب کرد. این دو فراکسیون با اینکه هیچ سرزمینی در قاره نداشتند، تصمیم به دخالت گرفتند و با آوردن تعداد زیادی تانک و سرباز مسلح به سواحل ما، روستاها را به خاکستر تبدیل کردند. تا اینکه من با استفاده از ناوهای جنگی، دریا را به میدان نبرد خود تبدیل کردم. با وجود صدها ساعت بازی در Civilization، این نبرد جذابترین تجربه جنگی من بوده است.
قدرتهای مستقل که ترکیبی نو از بربرها و شهر-دولتها هستند، میتوانند از همان ابتدای بازی سربازان دشمن تولید کنند. برای مقابله با آنها باید یا نیروهای خود را تقویت کنید یا از "نفوذ" که سیستم جدید دیپلماسی در Civ 7 است، استفاده کنید.
تبدیل دیپلماسی به یک منبع، ایده جالبی است. Firaxis مدتهاست در تلاش است تا با مشکل پیچیدگی انگیزههای هوش مصنوعی کنار بیاید و این راهحل گرچه ظریف نیست، اما تا حد زیادی موثر است. نفوذ علاوه بر کمک به پیشبرد توافقهای تجاری، علمی و بازرگانی با دیگر تمدنها، میتواند حمایت داخلی از جنگ را افزایش دهد. در نبرد، طرفی که حمایت کمتری دارد با جریمههای سنگینی روبرو میشود، پس راضی نگه داشتن سربازان اهمیت زیادی دارد. اما این سیستم از جهاتی هم پسرفت محسوب میشود، چون دیگر نمیتوان با طلا تمدنهای دیگر را به پایان جنگ ترغیب کرد یا سکونتگاهها را خرید و فروش کرد.
این موضوع به خصوص وقتی آزاردهنده میشود که بدانید تخریب سکونتگاهها در جنگ، برای همیشه حمایت جنگی شما را در نبردهای آینده کاهش میدهد. از آنجا که در مذاکرات صلح هم نمیتوانید از رقیب طلا بگیرید، گاهی مجبورید به جای نابود کردن سکونتگاههای بیارزش، آنها را تصرف کنید. این خود چالش دیگری است، چرا که Civilization 7 تاکید زیادی بر گسترش دارد. سکونتگاهها حالا به دو دسته شهرها و شهرکها تقسیم میشوند که شهرکها نقش مراکز پشتیبانی کمهزینه را برای شهرهای شما ایفا میکنند.